كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

730

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بيت چنان آسمان بر زمين شد بخيل * كه لب خشك « 1 » ماندند زرع و نخيل و اميرزاده محمد سلطان اطراف آن ولايات مسخر ساخته به شيراز آمد و چون سلطنت آن ولايت به اميرزاده پير محمد مفّوض بود بىتوقّف به جانب خوزستان نهضت نمود و در آن اثنا جمال الدين فيروزكوهى پياده در ركاب شاهزاده مىرفت . ناگاه متقاضى اجل آن خون گرفته را بر آن داشت كه كاردى بر شاهزاده زد و اثر اندك جراحتى به اندام همايون رسيد و آن بىدولت به جانب كوه گريخته به سر درآمد و در دره‌اى افتاده جان بداد و بعضى نوكران در عقب رفته سر او را به خدمت آوردند و شاهزاده به راه وروجرد و همدان از خراسان گذشته در ماوراء النهر به شرف بساط بوس استسعاد يافت . و در اين اثنا ، مهد عليا خان‌زاده از تبريز عازم بارگاه همايون شده نزديك سمرقند رسيده و فرزند سعادتمندش اميرزاده محمد سلطان استقبال نمود و ديدهء اميدش به ديدار او روشنايى يافت و به سعادت پاىبوس حضرت صاحب‌قران مستسعد گشت و پيشكشهاى لايق به عرض رسانيد و صاحب‌قران سعادت قرين در باغ شمال كه معمار عالى همت آن حضرت در شمال معمورهء سمرقند احداث فرموده بود به بناى قصر عالى و اساس كوشك متعالى فرمان فرمود « 2 » و مهندسان و معماران عراق و آذربايجان در جمادى الآخر به طالع فرخنده بنياد آن نهادند « 3 » و چهار ركن آن

--> ( 1 ) . ك : تشنه . ( 2 ) . ظف : « اول فصل بهار حضرت صاحب‌قرانى به باغى كه به طرف شمالى معمورهء سمرقند احداث فرموده بود و به باغ شمال مشهور نقل فرمود و فرمان به صدور پيوست كه در آن باغ قصرى رفيع و عشرتگاهى خوش به اسم خدر معلى ، دختر اميرزاده ميرانشاه بيكسى سلطان بپردازند . » ( به اختصار ج 1 ص 571 ) . ( 3 ) . ظف ( ص 572 ) : « مهندسان و معماران كه از تمام ممالك فارس و عراق و آذربيجان و دار السلام ( - بغداد ) و ديگر بلاد به دار السلطنه ( - سمرقند ) جمع شده بودند طرح آن را كشيدند و بعد از قبول حضرت ، اخترشناسان در اختيار وقت بنا دقايق احتياط مرعى داشته به تاريخ جمادى الآخر سنهء تسع و تسعين و سبعمايه . . . »